صنایع دستی

 صنایع دستی ایران

آشنایی با صنایع دستی ایران

 

1- چگونگی پیدایش صنایع دستی

در حدود 8000 سال قبل که به عصر «نوسنگی» معروف است، مردمی در منطقه وسیعی در آسیای جنوب غربی زندگی می کردند که برای نخستین بار در گروههای کوچک جمع آمده، در یک مکان ساکن شدند و اولین دهکده ها را به وجود آوردند. آثار به دست آمده از دوران پارینه سنگی، میان سنگی و نوسنگی، گواه بر فعالیت انسان در ساخت ابزار و وسایل سنگی است. ابزارهایی چون تیغه های دندانه دار و به شکلهای مختلف هندسی در مکانهایی مانند بیستون و غارهای هوتو و کمربند به دست آمده است. انسانی که یاد گرفته بود با کاشتن دانه های خوراکی مقدار بیشتری از آن را به دست آورد، ناگزیر بود آن را در جایی ذخیره کند. او ظرفهایی را می خواست که در برابر گرما و رطوبت هوا مقاومت داشته باشد و غلات، در آن فاسد نشود. از این رو انسان دوران نوسنگی با الهام از همان شکلهای طبیعی و با آمیختن آب و خاک، اولین ظرفهای سفالی را ساخت.

 

2- صنایع دستی را تعریف کنید؟

صنایع دستی که هم می تواند، حالت کارگاهی و هم حالت خانگی داشته باشد، همانند صنایع کوچک قابلیت استقرار در شهر و روستا را دارد، بدون نیاز به فن آوری پیشرفته، بیشتر متکی به تخصصهای بومی و سنتی است و قسمت اعظم مواد اولیه مصرفی آن در داخل کشور قابل تهیه می باشد. افزون بر این، صنایع دستی هر دو ویژگی مصرفی و هنری را داشته، برخوردار از بینش، ذوق، اندیشه و فرهنگ تولید کننده نیز هست و در مجموع آن را یک «هنر- صنعت نامیده اند».

3- صنایع سنگین را تعریف کنید؟

صنایع سنگین زمینه ساز توسعه اقتصادی هر کشور است و از آن به عنوان «صنایع مادر» نیز یاد می شود؛ نیازمند سرمایه گذاری بسیار زیاد، ماشین آلات و تجهیزات عمده نیروی انسانی و برخوردار از تخصصهای فنی می باشد.

4- صنایع سبک را تعریف کنید؟

صنایع سبک در مقایسه با صنایع سنگین، نیازمند تجهیزات و به همان نسبت سرمایه کمتر و نیروی انسانی با تخصصهای نسبتاً پایین است. لازمه استقرار آن، بهره گیری از ماشین آلات خودکار و نیمه خودکار است.

5- ویژگیهای صنایع دستی ایران

1. صنایع دستی ایران محملی برای میراث فرهنگی و هنری این مرز و بوم است که ریشه در اعتقادات مذهبی و باورهای قومی و نیز قوه ابتکار و خلاقیت استادکاران ایرانی دارد.

2. امکان تأمین قسمت عمده مواد اولیه مصرفی از منابع داخلی؛

3. همانند و شبیه نبودن این فرآورده های تولید به یکدیگر؛

4. انجام قسمتی از مراحل اساسی تولید به وسیله دست و ابزار و وسایل دستی؛

5. خود مصرفی بودن بخش عمده تولید و برآورده ساختن نیازهای داخلی؛

6- ویژگیهای صنایع دستی را از نظر اقتصادی

1. سهولت ایجاد مراکز تولید؛

2. بی نیازی به سرمایه های کلان؛

3. اشتغال زا بودن این «هنر – صنعت»؛

4. وجود ارزش افزوده بالا؛

5. جنبه های کاربردی و تزئینی؛

6. داشتن زمینه ای مناسب برای جلب جهانگرد و صادرات؛

 

7– طبقه بندی صنایع دستی ایران

1. طراحی سنتی و نگارگری

6. هنرهای مرتبط با فلز

11. رودوزی ها و بافتنی ها

2. سفالگری و سرامیک سازی

7. هنرهای مرتبط با چوب

12. سنگ تراشی و حکاکی روی سنگ

3. بافته های داری

8. رنگرزی و چاپ سنتی

13. حصیر بافی

4. نساجی سنتی

9. صحافی و جلد سازی سنتی

14. فرآورده های پوست و چرم

5. شیشه گری

10. آثار لاکی و روغنی

15. سایر صنایع دستی

 

آشنایی با صنایع دستی کرمانشاه

صنایع دستی, گلیم بافی, نمد مالی, هنر قلمزنی

گلیم بافی
گلیم بافی از صنایع دستی خانگی است که در‎ ‎بیشتر نقاط استان کرمانشاه رواج دارد. اکثر کارگاههای گلیم بافی در خانه های‏‎ ‎روستاییان هرسین به عنوان مرکز عمده تولید گلیم در استان از شهرتی خاصی برخوردار‎ ‎است. گلیم بافی از صنایع دستی خانگی است که در‎ ‎بیشتر نقاط استان کرمانشاه رواج دارد. وجود مراتع مساعد جهت پرورش دام ها که تأمین کننده الیاف لازم گلیم هستند خود دلیلی بر متداول بودن گلیم بافی در این نواحی است.

نقوش چشمه نظامی، و‎ ‎نقوش ترکیبی درخت و لانه گنجشک، مرغابی، مار، عروسک، قیچی، خطوط افقی، عمودی‎، نقش قرقره راه راه، پنجه گربه، قاچ خربزه، گل مشرفی، گل ترمه و سوزنی از جمله‎ ‎نقوشی هستند که در گلیم های استان به ویژه هرسین دیده می شود. همچنین در زمینه‎ ‎گلیم های هرسین نشانه های بسیاری از درهم تنیدگی تمدن و فرهنگ ها ملاحظه می شود. ‎از جمله مناطق دیگری که در آن گلیم بافته می شود می توان به جوانرود، گیلان غرب و‎ ‎ریجاب اشاره کرد‎.

 

موج بافی
موج و در اصطلاح محلی رختخواب پیچ و مفرش‎ ‎از پشم خالص بافته می شود که تولید آن بیشتر جنبه رفع نیازهای محلی و سفارش دهندگان‎ ‎آشنا را دارد موج و در اصطلاح محلی رختخواب پیچ و مفرش‎ ‎از پشم خالص بافته می شود که تولید آن بیشتر جنبه رفع نیازهای محلی و سفارش دهندگان‎ ‎آشنا را دارد. موج بافی یکی از هنرهای خانگی است که هنوز در منطقه اورامانات رواج‎ ‎دارد. موج های رنگین کمان در اورامانات و جوانرود از شهرتی خاص برخوردار است در‎ ‎جوانرود این صنعت شکل کارگاهی پیدا کرده به طوریکه در در این کارگاه ها جولاها هنوز‎ ‎در پشت دستگاه ها به کار موج بافی مشغولند.

 

امروزه موج هنوز مورد استفاده قرار می‎ ‎گیرد به طوری که در مواردی هم به جای پتو یا روانداز یا رویه کرسی، زیر انداز،‎ ‎پرده و حتی به جای بقچه های بزرگ کاربرد دارد. جانماز یا سجاده تولید دیگر کارگاه‎ ‎موج بافی است. قطع جانماز کوچک و حدود 60*110 سانتی متر است. رنگ آمیزی و نقش‎ ‎پردازی جانماز متأثر از جنبه معنوی کاربرد آن است و برخلاف موج که دارای رنگ های‎ ‎شاد است. ترکیب رنگی آن، سیاه، سفید و قهوه ای می باشد.
مهمترین طرح های‎ ‎موج بافان عبارتند از کشکولی، چهار خانه، سیاه و سفید، تخت قرمز، برمالی و‎ ‎شطرنجی ضمناً موج بافان قادرند هر گونه پیشنهاد سفارش دهندگان را بافته و ارائه‎ ‎دهند‎.

 

صنایع دستی, گلیم بافی, نمد مالی, هنر قلمزنی

 

نمد مالی
نمد مالی از جمله هنرهای سنتی کاربردی منطقه عشایری‎ ‎کرمانشاه است که از دیرباز در این استان وجود داشته و تاریخی به قدمت دست بافی دارد نمد مالی از جمله صنایع دستی کاربردی منطقه عشایری‎ ‎کرمانشاه است که از دیرباز در این استان وجود داشته و تاریخی به قدمت دست بافی دارد. در گذشته انواع پوشش های پشمی و زیر اندازها، حتی زین اسب ها از نمد تهیه می شد‏.

 

‎در حال حاضر مصرف پوشش آن از قبیل کلاه نمدی، جلیقه و فرجی می باشد و چه زیباست‎ ‎نقش های رنگین این نمدها که هنوز در کف سیاه چادرها و بر دوش چوپانان خودنمایی می‎ ‎کنند. کاربرد نمد در بین عشایر به ویژه آنهایی که درحال کوچ هستند بیشتر می باشد نمدهای زیر انداز منطقه معمولاً به دو رنگ سیاه و سفید به صورت سفید در‎ ‎زمینه سیاه در نقش می باشد. البته رنگ های سبز، سرخ، پرتغالی و بنفش هم در زمینه‎ ‎سفید برای تزئین کردن آن می افزایند. نقش های متداول در روی نمدهای نقاط مختلف‎ ‎کرمانشاه عبارتند از: شمشیر و تپانچه، رنگین کمان، گل ترنج، تبرزین، درخت و‎ ‎گنجشک، کله قوچی، نیلوفر، بز کوهی، مرغ، گل، پله، جقه شاهی.

 

چیغ بافی
چیغ یا‎ ‎چیخ عبارت از حصیری به پهنای تقریبی 150 سانتی متر است که روی آن نقش های متفاوتی‎ ‎به وسیله نخ های رنگارنگ پشمی ایجاد می شود. از چیغ برای حفاظت اطراف سیاه چادرها‎ ‎استفاده می شود و گاهی نیز برای تقسیم داخل چادرهای عشایری به چند بخش جدا از هم‎ ‎کاربرد دارد‎.

 

گیوه کشی
گیوه کشی یکی از صنایع دستی استان کرمانشاه است که از‎ ‎قدمت دیرینه ای برخوردار است. گیوه را به اصطلاح محلی کلاش هم می گویند. مناطق‎ ‎کوهستانی، و گذرهای صعب العبور و سنگلاخی استفاده از گیوه به عنوان پاپوش نرم،‎ ‎سبک، راحت و مقاوم را در کرمانشاه رواج داده است. مراکز ساخت گیوه، پاوه هرسین  و کرمانشاه می باشد.

گیوه از دو قسمت کفی و رویی تشکیل می شود. کفی‎ ‎معمولاً از لاستیک و چرم است ولی رویی از نخ می باشد. تا قبل از پیدایش صنعت‏‎ ‎لاستیک سازی، گیوه کش ها در کرمانشاه زیر کلاش ها را از پوست گاومیش تهیه می کردند‎ ‎و رویه آن را از نخ یا ابریشم می بافتند که اکثر اعیان از آن استفاده می کردند. با پیدایش صنعت لاستیک برای کارگران و کشاورزان زیر لاستیک به کار می بردند. نوع دوم کلاش معروف به کلاش اورامی است که گیوه باف های آن منطقه که به‎ « ‎دوم » شهرت دارند. در نهایت استادی زیر گیوه را از کهنه پارچه که کوبیده می شود و‎ ‎با روده خشک حیوانات که تیره می گویند به هم وصل می کنند که از لحاظ فرم و طرح با‎ ‎گیوه های کرمانشاه و هرسین کاملاً متفاوت است‎ .

‎مهمترین انواع فرآورده های‎ ‎گیوه بافی عبارتند از دم پایی، پاشنه بلند، گیوه عاج دار، پشت بسته، کفشی،‎ ‎حوله ای، منجوقی، قیصری، جاوی، توری و ملکی‎.

 

ابزارهای فلزی
در حال حاضر در شهر کرند کارگاه هایی وجود دارد که‎ ‎کم و بیش به ساخت وسایل فلزی و ابزار کار فعالیت دارند. صنعتگران کرندی در تهیه‏‎ ‎ابزار و وسایل کار و شکار، چاقو، کارد، قندشکن، ابزار زین و یراق، قفل و کلید‎ ‎شهرت زیادی داشته و دارند. متأسفانه در حال حاضر به علت عدم توجه به فلز کاری کرند‎ ‎این صنعت رو به نابودی است و جز چند کارگاه سنتی عموماً از میان رفته و رو به زوال‏‎ ‎نهاده اند که کارگاه های دایر هم به تهیه وسایل خانگی و زیستی اشتغال دارند علاوه بر کرند در شهر کرمانشاه نیز چند کارگاه آهنگری نیز وجود دارد که بیشتر آلات کشت و زرع را می سازند.

 

صنایع دستی, گلیم بافی, نمد مالی, هنر قلمزنی

 

قلم زنی
هنر قلمزنی در این استان روزگاری جلوه ای خاص‎ ‎داشته است و قلمزنان بزرگی در این خطه مشغول فعالیت بوده اندهنر قلمزنی در این استان روزگاری جلوه ای خاص‎ ‎داشته است و قلمزنان بزرگی در این خطه مشغول فعالیت بوده اند که آخرین فرد از تبار‎ ‎قلمزنان حرفه ای شهر کرمانشاه استاد علی اکبر عین القضایی است که با تدریس قلمزنی‎ ‎به جوانان کرمانشاهی دست به احیاء این هنر زده است. قلمزنان هنرمند کرمانشاهی با‎ ‎الهام از آثار تاریخی دوره هخامنشی و ساسانی و طبیعت منطقه، در نهایت ظرافت و زیبایی آثار هنری عظیمی را خلق کرده اند که شهرت جهانی دارد.

 

پرده بافی – جاجیم بافی
پرده بافی نیز یکی از صنایع دستباف کرمانشاه می‎ ‎باشد. جاجیم بافی یکی دیگر از صنایع دستی‎ ‎کرمانشاه است که از دیرباز بین خانواده های روستایی و عشایر رواج داشته است.
پرده بافی نیز یکی از صنایع دستباف کرمانشاه می‎ ‎باشد و هنوز چند نساجی در کرمانشاه به بافت پرده های نخی به اندازه های متفاوت‏‎ ‎مشغول می باشند. برای بافت پرده از همان دستگاهی استفاده می شود که در موج بافی به‎ ‎کار می رود‎، جاجیم بافی یکی دیگر از صنایع دستی‎ ‎کرمانشاه است که از دیرباز بین خانواده های روستایی و عشایر رواج داشته است.

جاجیم‎ ‎به عنوان بالاپوش گرم مورد استفاده قرار می گیرد. حتی در بین برخی از خانواده های‎ ‎روستای جاجیم را به عنوان چشم روشنی و جهیزیه نوعروسان هدیه می دهند و به عنوان‎ ‎یادگاری ارزنده سال ها در خانوارها باقی می ماند مواد اولیه جاجیم پشم است و بافت آن شبیه به گلیم است با این تفاوت که جاجیم در چهار تخته بافته می شود و پس از‏‎ ‎بافتن به هم متصل و دوخته می شود. در منطقه اورامان و ثلاث زنان جاجیم هایی را با‎ ‎نقوش متنوع و جنس مرغوب می بافند که در نوع خود کم نظیر می باشد‎.

 

قالی بافی
قالی بافی به صورت یک فعالیت جنبی با ارزش خود مصرفی و با نقوش بومی و‎ ‎محلی از سال ها پیش در میان روستائیان کرمانشاه وجود داشته است. نقش های محلی‏‎ ‎شناخته شده ، نام روستاهای معینیقالی بافی به صورت یک فعالیت جنبی با ارزش خود مصرفی و با نقوش بومی و‎ ‎محلی از سال ها پیش در میان روستائیان کرمانشاه وجود داشته است. نقش های محلی‏‎ ‎شناخته شده، نام روستاهای معینی را برخود دارد که از جمله می توان به نقش های حسین‎ ‎آباد و اکبر آبادی و کیونانی اشاره کرد.

امروزه تقریباً در بیشتر روستاهای سنقر و‎ ‎در اغلب روستاهای صحنه، کنگاور، دینور و بیستون، قالی بافی دایر است. در میان‎ ‎عشایر منطقه غربی کرمانشاه به ویژه ثلاث باباجانی اگرچه قالی بافی صنعت دستی اصلی‎ ‎نیست ولی در کنار گلیم بافی و سایر دست بافت ها قالی هم بافته می شود. در فرهنگ‎ ‎قالی بافی کرمانشاه واژه گل به معنی نقش به کار برده می شود چنانکه در گل اکبرآباد‎، گل ترنجی، منظور از گل نقشه گل قالی است. نقش های شناخته شده در قالی بافی این‎ ‎منطقه عبارتند از دارگل، بازوبندی، سماوری، عبداللهی، اکبر آبادی، کیونانی و‎ ‎حسین آبادی که هر یک از این نقش ها، خود مجموعه ای از خرده نقش ها را در بر‎ ‎دارند‎.

صنایع دستی همدان

صنایع دستی همدان

 

قالیبافی: قالی بافی در سطح کشور به واسطه دوام و استحکام آن مشهور است ولی به نظر می رسد قالی بافی در استان مذکور از پیشینه ای طولانی برخوردار نباشد برای صحبت در این زمینه تنها از یک مدرک مستند می توان کمک گرفت و آن نوشته های سیسیل ادواردز نویسنده کتاب قالی ایران است و نوشته است :” صنعت قالیبافی در شهر همدان در قرن اخیر پیشرفت کرده است. هیچ مدرکی مشعر بر این که این حرفه قبل از سال 1912 م برابر با 1291هجری شمسی در این ناحیه وجود داشته در دست نیست.

بدون تردید هنگامی که در سال 1912 م (1291 ه . ش ) بار اول از این شهر دیدن کردم حتی یک دستگاه قالیبافی در این شهر وجود نداشت. در سال 1912 م (1291 ه . ش ) در خانه ای که به این منظور اجاره شده بود، هشت دستگاه قالیبافی به کار افتاد و بدین ترتیب اولین کارگاه قالیبافی همدان شروع به کار کرد.” اهمیت قالیبافی استان همدان از این نظر است که میزان محصول قالیچه های ارزان و متوسط آن بیشتر از سایر نواحی قالیبافی است . نقشهای قالی که در همدان جهت بافت استفاده می کردند، بغیر از چند تایی که نقشه کشهای همدانی طراحی می کردند، اغلب متعلق به شهر های دیگر بود و خود شهر همدان نقشه بخصوص ندارد. نقشه های رایجی که قالیبافان همدان از آن استفاده می کردند عبارت بودند از : خاتم شیرازی، اصفهان، جوزان، اژدر، دست دلبر، شکاری، ماهی و … که نقشه ماهی با طراحیهای گوناگون بیشتر از همه بافته می شود. به هر حال یکی از صنایع دستی پررونق و معروف و مشهور همدان از قدیم تا کنون قالی بافی بوده است. قالی همدان از جهت نوع جنس و مقاومت و رتبه در ایران جایگاه سوم را دارد.

از انواع فرشهایی که در همدان بافته می شود یک نوع ریز بافت آنکه در اندازه های کله گی بافته می شود معروف و مشهور است و سایر اندازه های دیگر مانند: کناره، دوزرعی، پنج چارک، خرک، پشتی، روکرسی و سجاده ای نیز در همدان بافته و عرضه بازار می شود.

طرحهایی که بیشتر در همدان بافته می شود طرح ماهی و ترنج دار است که در گذشته از انواع رنگهای الوان و ثابت که از شیره گیاهان می گرفتند و پشم را رنگ می زدند جهت بافت این قالیها استفاده می کردند که به آنها قالیهای با رنگهای ثابت می گویند و هر چه کهنه تر شود رنگ آن جلا و زیبایی خاص خود را پیدا می کند

ولی در حال حاضر بعضاً از رنگهای شیمیایی و دباغی استفاده می کنند که بعد از بافت، رنگ فرشها تغییر کرده و رنگ اصلی آنها از بین می رود و بیرنگ می شود.

از جهت بازار فروش، فرشهایی که در داخل همدان خریدار زیادی دارد، دوزرعی و پنج چارک است ولی بقیه اندازه ها مانند فرشهای خرک، کناره، پشتی و رو کرسی طالب چندانی در بازار ندارد و مشتری آن کمتر است .

 

سفالگری: گویا در روزگار کهن نخستین هنرمندیهای انسان از نقش و نگار ظرفهای گلی آغاز شده است که در آن هنگام بدون کمک چرخهای کوزه گری و به یاری سرانگشتان می ساختند و در کوره های نخاله می پختند. اکنون پس از سپری شدن چند هزار سال هنوز هم نگارگران سفالینه ساز برای بیان انگیزه ها و آرزوها ی زندگی به نقش و نگار کاسه کوزه ها می پردازند. با این تفاوت که نقش و نگارهای عامیانه این روزگار با پرتو آرزوی انسانهایی نگاشته می شود که درسایه روشن نیازمندیهای زندگی کنونی سر می برند.

هم اکنون مهمترین مراکز تولید سفال در استان همدان، لاله جین- در حدود 25 کیلومتری همدان- و فرسفج در شهرستان تویسر کان است. سفالینه های لالجین از دید تاریخ ساخته شدن به دو بخش است : نخست آنکه تا هفتاد هشتاد سال پیش و دیگر آنها که تا بیست سی سال پیش هم ساخته می شد.

تفاوت این دو از نظر شکل کاسه، لعابها، نقش و نگارها و روش قلم زنی آشکار است. در بخش نخست کاسه ها را اندکی بزرگتر و دهان بازتر می بینیم و نقش و نگارها و گوناگونی لعابها زیاد تر و قلم زنی ها با باریک بینی و درنگ بیشتر انجام گرفته است. پیداست که قلم مو با آهستگی می گشته است و نگارگر سفالینه ساز سپری شدن زمان را احساس نمی کرد و رها از گرفتاریهای زندگی در اندیشه های هنرمندانه خود غرق بود و می خواست که جایی از کاسه را بی نقش و نگار نگذارد پس هر جا را به نقشی می آراست، ولی هشیار بود که مبادا هماهنگی نقشها را برهم ریزد.

با اینکه قرینه سازی را به کار می گرفت از طرح نقشهای گوناگون کوتاهی نمی کرد. جایی را نقش مرغ و جایی دیگر را نقش ماهی، در کاسه ای نقش طاووس و در کاسه ای دیگر چهره زن را نگاشته است، زنی با ابروهای سیاه و کمانی و پیوسته، با چشمانی بادامی و بزرگ به تناسب همان ابرو. آشکار است که آنچه را هنرمند از زیبایی معشوق در پندار داشت بسیار درخشانترو شیواتر از نقش این کاسه بود.

در کاسه های همان بخش نخستین نقش پرنده و ماهی زیاد طرح شده است. پرنده می تواند از یک سو نشانه باغ و سرسبزی باغ و از سوی دیگر نشانه آرزوهای برگزیده و آسمانی هنرمند باشد. ماهی هم زیباست و هم پاک چون در آب زیست می کند و آب همواره مطلوب ما ایرانیان بوده و هست.

یکی دیگر از مشخصات همین کاسه های بخش نخستین این است که نقش و نگارها را تنها به یاری خط و سطح که بالعابهای رنگین پوشیده است نگاشته اند و سایه روشنها و تیرگی هائی را که سبب ابهام است و از صراحت و رسائی می کاهد به کارنیاورده اند.

این کاسه های گلی را بالعاب سفیدی پوشانده اند که شبیه ظرفهای چینی شده است. البته به اندازه چینی محکم و ظریف نیست ولی از بدل چینی بهتر است. البته پانزده بیست سال است که لا له جین ها به سبب جنبه های تجارتی کار و پیشه خود را از نگاشتن نقش و نگار بر سفالینه ها چشم پوشیده اند و راستی که ارزشهای هنری کار خود را فدای کم ارزشیهای داد و ستد کردند. در حال حاضر، سفالسازی در لاله جین همدان، اگر چه به لحاظ کمی و تعداد دست اندرکاران و میزان تولید سالانه، افزایش چشمگیری نسبت به گذشته و حتی هر سال نسبت به سال پیش، یافته است اما روز به روز از میزان تولید سفالینه هایی که شاخص لاله جین همدان بود و با رنگهای فیروزه ای، سبز، خردلی و قهوه ای مشخص می شد و تولیدات کاملاً مصرفی را شامل می شد و به مرور زمان شاهد کاهش نسبی کیفیت و نقش ها هم بوده ایم گو اینکه هنوز هم سفال سازی در لاله جین، “هنر- صنعت” مطرح استان همدان بوده و لاله جین بزرگترین مرکز سفالگری ایران است.

 

چرم سازی : در گشته ای نه چندان دور چرم تولیدی در همدان به علت کیفیت و کمیت خاص آن مشهورترین و مرغوب ترین چرم در سراسر کشور شمرده می شد و آوازه کیفیت آن به کشورهای دیگر نیز رسیده بود. در گذشته در شهر همدان سه دباغ خانه وجود داشت. دباغ خانه سنگ شیر، دباغ خانه قانتور واقع در بلوار سفید آبی و دباغ خانه آقایی واقع در بلوار سفید آبی.

متاسفانه پس از گذشت زمان دباغ خانه سنگ شیر و قانتور به مرور تعطیل و از بین رفته اند.

 

صنایع دستی چوبی : تولید انواع صنایع دستی با استفاده از چوب ازدیرباز در استان همدان بویژه مناطق شهری از جمله همدان، ملایر، تویسرکان، سرکان رواج داشته است.

صنایع دستی چوبی شامل خراطی، نازک کاری، منبت کاری و معرق کاری است که در این استان خراطی و بویژه منبت کاری بیشتر رواج دارد. گفتنی است که طی سالهای اخیر منبت کاری در تویسرکان و جوکار ملایر رونق بسیار چشمگیری یافته است.

 

پوستین دوزی : در گذشته پوستین دوزی از مهمترین مشاغلی بوده که در شهر و روستا وجود داشته است و پوستین دوزان پوست گوسفند و بره را پس از پاکیزه ساختن آن و بدون تراشیدن پشم آن با استفاده از مواد اولیه ساده ایی همانند آردجو، زاج و مازوج بصورت پوستین و یا زیرانداز در می آورده اند، هم اکنون هم در بعضی از روستاهای استان عده معدودی از روستاییان مبادرت به این امر می کنند. اما به علت گرانی بیش از حد پوست هر روز تعداد این افراد کاسته می شوند.

 

گلیم بافی: گلیم بافی در گذشته در اکثر روستاهای همدان از رونق خاصی برخوردار بوده که هم اکنون نیز برخی از نمونه های آن در منازل ساکنین در حال مصرف است. ولی با ورود محصولات ماشینی و خارجی و نیز گرایش بیشتر مردم به زندگی شهر نشینی اندک اندک دستگاههای گلیم بافی و جاجیم بافی جمع آوری شد و حتی برخی بافندگان گلیم، خود مصرف کننده محصولات ماشینی شده اند.

 

گیوه بافی: کم بودن راههای ارتباطی ماشین رو، نوع معیشت مبتنی بر دامداری و کشاورزی و ضرورت تحرک فراوان در فصول سه گانه بهار و تابستان و پاییز کفشی را طلب می کند که سبک، راحت و مقاوم و خنک و در عین حال ارزان باشد. با خصوصیاتی که در بالا ذکر شد تنها پای پوشی که می تواند جوابگوی خواسته های روستاییان باشد گیوه است.

گیوه نوعی کفش است که رویه آن را معمولاً از نخ پنبه ای تابیده و زیره آنرا از چرم یا آجیده انتخاب می کنند. تمام محاسن گیوه در زیره و رویه خنک آن خلاصه می شود، بنابراین اگر چنانچه گیوه ای با رویه یا زیره پلاستیک تهیه شود اصالتش را از دست داده و همانند کفشهای معمولی فاقد ارزش کیفی و بهداشتی است.

این پای پوش قدیمی که روزگاری بخصوص در فصل تابستان مورد استفاده قرار می گرفت در سالهای اخیر به سبب رواج کفشهای ماشینی و جایگزین شدن آن در اکثر مناطق استان رونق و اعتبار دیرین خود را از دست داده و صنعتگران شاغل نیز به علت کمی درآمد و کاهش تقاضا در این رشته به مشاغل دیگری روی آورده اند.

در حدود 80 سال قبل گیوه بافی جهت استفاده شخصی در اکثر قریب به اتفاق روستاهای استان به صورت ابتدایی وجود داشته است که در حال حاضر به طور کلی از بین رفته است ولی در سطح استان همدان هم اکنون چهار روستا با اسامی ذیل تولید رویه گیوه را توسط خواهران به عنوان یکی از مشاغل موجود در روستا اختیار کرده اند. روستاهای دهفول، کفراش، فهرومند، آرتیمان. ولی مهمترین مرکز تولید کننده گیوه در استان همدان روستای دهفول نهاوند است و باید گفت: پس از کشاورزی و دامداری که از رونق خوبی برخوردار است گیوه بافی سومین منبع درآمد اهالی است و تقریبا تمام زنان و دختران در این روستا با گیوه بافی آشنایی دارند.

سنگتراشی: سنگتراشی یکی از کهنترین پیشه های ایران است. و استان همدان یکی از مراکز مهم استخراج سنگ و هنر سنگتراشی است.

 

حجاری: اگرچه کار سنگتراش نسبتاً خام است همکار وی حجار (نقار) کتیبه های سنگی بسیار ظریف و حجاری تزیینی دقیقی به نام قلمزنی یا حجاری ظریفه یا منبتکاری روی سنگ انجام می دهد که به کار مسجدها، آرامگاه مردمان سرشناس و دیوارهای ساختمانهای مهم می خورد. حجار صاحب هنر و صنعتی است که شاهکارهای دیوارهای کاخهای هخامنشیان در تخت جمشید و شوش را به وجود آورد و تا روزگار ما همانند این هنر ذوق و استادی دیده نشده است.

 

شیشه گری دستی: تولید و تهیه مصنوعات شیشه ای در سالهای اخیر بیشتر جنبه شهری پیدا کرده وکارگاه های شیشه گری اکثراً در مناطق شهری استقرار یافته اند ولی با این وجود، هنوز در بسیاری از مناطق روستایی ساخت فرآورده های شیشه ای ساده رواج دارد. شیشه دست ساز از جمله اصیل ترین و ارزنده ترین صنایع دستی است که در ایران دارای سابقه ای طولانی بوده و ظروف و اشیاء شیشه ای بدست آمده از روزگاران پیش دلالت بر وجود این صنعت در ادوار بسیار دور و حتی پیش از میلاد دارد.

حصیربافی: حصیربافی یکی از حرفه های بسیار کهن و قدیمی است وشامل انواع محصولاتی است که با استفاده از الیاف، ساقه و شاخه های گیاهان مختلف ساخته می شود.

 

نساجی سنتی : امروزه دستبافی به صورت تهیه و تولید انواع پارچه ها و برخی زیراندازها نظیر: جاجیم، جاجیمچه، روتختی، رومیزی، روتختی، روسری، لباسهای محلی، ملحفه، شمد و … در بسیاری از مناطق روستایی و برخی نقاط شهری استان همدان مرسوم است.

دستبافان برای تولید پارچه از دستگاههای ساده بافندگی نظیر دستگاههای «دو وردی» و «چهاروردی» استفاده می کنند. دستبافان به طور معمول از نخ پشمی برای پود و از نخ پنبه ای برای تار محصولات خود استفاده می کنند.

صنایع دستی کرمان

قالی کرمان, گلیم ایرانی, صنایع دستی ایران

صنایع دستی کرمان

صنایع دستی کرمان آوازه جهانی دارد . صنایع دستی استان به دو صنعت خانوادگی و کارگاهی تقسیم می شود.

صنایع دستی خانوادگی مثل شال و پته و ترمه است که به غیر از پته دوزی مابقی از رونق افتاده است .

صنایع دستی کارگاهی نیز شامل قالیبافی ، جاجیم ،گلیم و خورجین بافی است.

 

پته دوزی: پته نوعی سوزندوزی ایرانی است که از دوخت ریسهای پشمی رنگین بر روی شال زمینه یا شال در طرحهای زیبایی چون بوته، سرو و ترنج پدید می آید و منظره ای بدیع از گل و بوته های رنگین را که حاصل تلاش دختران و زنان زحمتکش کرمانی است جلوه گر می کند .

پته به طور انحصاری در کرمان تهیه می شود و دوخت آن در تمام شهرستانها و روستاههای اطراف استان به ویژه کرمان و سیرجان و رفسنجان رایج است . طرحهای زیبای آن کار طراحان ماهر است . این طرح هاو نقشه ها کار طراحان ماهر است . این طرح ها و نقشه ها ریشه در تمدن و فرهنگ ایرانی دارند.

 

یکی از نمونه های بسیار زیبای پته که دوخت بسیاربدیع و بی نظیری دارد، روپوش مقبره شاه نعمت الله ولی است . تاریخ دوخت این پته سال 1285 است . این کار نتیجه دو سال کار مداوم 16 زن پته دوز کرمانی بر پارچه ای به طول 355 سانتی متر و عرض 210 سانتی متر است.

 

قالی کرمان: قالی کرمان از قدیم زیباترین و نفیس ترین قالی ایران و دنیا به شمار می رفته که در سالهای اخیر تا حد زیادی از اهمیت آن کاسته شده است . کرمان پشم بسیار مرغوبی برای قالی بافی دارد. نوع آن شبیه پشم خراسان و از پشم کرمانشاه قدری سبکتر و ظریفتر است .

 

شهرت قالی کرمان بیش از هر چیز به دلیل درآمیزی رنگ و طرح است . در تمایز وتشخیص قالی دو عامل طرح و رنگ بسیار است. طرح و رنگ قالی کرمان یکی از نفیس ترین، زیباترین و خوش سبک ترین بافته های جهان به شمار می آید. از معروف ترین کارگاه راین و کارگاه خنامان است.

 

گلیم: بافت گلیم در جوامع عشایری و روستایی تقریبآ حالت حرفه ای غیر دایم و فصلی دارد. قسمت عمده ای از گلیمهای تولیدی زنان عشایر جنبه خود مصرفی دارد و به صورگوناگون مانند گلیم و گلیمچه، جوال، خوابگاه و خورجین و غیره در زندگی روزمره آنان مورد استفاده قرار می گیرد .

 

بخش دیگری از تولیدات آنها نیز در مراکز داد و ستد محلی مبادله می شود و ازاین طریق بخشی از در آمد مورد نیاز خانواده را تامین می کنند .  گلیمهای ایرانی انواع مختلف دارد مثل گلیمچه، مسند، پلاس ، شیرکی پیچ و … شیرکی پیچ نوعی گلیم است که عشایر کرمان می بافند و از دور حالت قالی دارد. در این نوع گلیم بر خلاف انواع دیگر گلیم که در آنها پود باعث شکل گیری محصول می شود پود نقشی در بافت ندارد و فقط تارها را به یکدیگرمتصل می کند و باعث استحکام درگیری نخ خامه با تارها می شود. این نوع گلیم در دارستان سیرجان و بافت تولید می شود .

صنایع دستی قزوین

دست بافته سنتی, هنرهای دستی قزوین

فرش بافی
فرش بافت قزوین از نفیس ترین فرشهای بافته شده ایران می باشد که متأسفانه بافت آن فراموش شده است و تنها تعدادی از آنها در موزه ها و مجموعه های شخصی دیده می شود از ویژگیهای این فرش تنوع کاربرد رنگ و نقش می باشد.

 

گلیم بافی
این هنر تقریباً در تمامی روستاهای قزوین رایج است از مراکز مهم بافت گلیم می توان به رودبار الموت، رودبار شهرستان، ارداق و ضیاء آباد اشاره کرد.

 

جاجیم بافی
این هنر در استان قزوین از سابقه نسبتاً طولانی برخوردار است در اکثر روستاهای این استان جاجیم بافی رایج بوده است، اما متأسفانه اکثر کارگاههای آن از چرخه تولید خارج شده است. مواد اولیه بافت جاجیم پشم است که معمولاً توسط زنان روستا تهیه می شود زنان در مواقع بیکاری علاوه بر پشم چینی آنها را توسط مواد محلی و گیاهی رنگ می کنند. لازم به ذکر است که امروزه از کامواهای رنگی در جاجیم بافی استفاده می کنند روستائیان در فصول بیکاری که پاییز و زمستان است کارگاه جاجیم را در داخل اتاق بر پا می دارند و عشایر از اوایل بهار و اواخر زمستان در فضای باز به جاجیم بافی می پردازند.

 

پن بافی (نوار بافی)
در گذشته پن را با نخهای ابریشمی می بافتند لیکن امروزه از نخهای نایلونی نیز استفاده می کنند انواع نقوشی که بر روی پن می اندازند عبارتند از چهل چپر، چشم بلبل یا بیست و نه چپر، چشم خروس یا بیست و هشت چپر، هشت چپر یا مار پیچ یا نیم مداخل.  در گذشته بافت پن یا نوارهای تزئینی لباس در منطقه رودبار شهرستان و الموت بسیار رایج بوده است.

 

دست بافته سنتی, هنرهای دستی قزوین

 

موج بافی
موج نوعی دست بافته سنتی است که هنوز در برخی از مناطق  بافت آن رواج دارد رونق این هنر مانند سایر صنایع دستی منطقه با رواج استفاده از مصنوعات کارخانه ای که هم ارزانتر و هم متنوع ترند، کم رنگ تر شده است دستگاه موج بافی قابلیت بافت پارچه های ظریف جهت تهیه البسه و تولید پارچه های ضخیم تر که بیشتر از آن به عنوان پتو، روکرسی، روفرشی، پرده، ملحفه و جا نماز استفاده می شود را دارا ست.

 

گلابتون دوزی
در قدیم میان طبقات متوسط و اعیان معمول بود وقتیکه دخترها را می خواستند به خانه بخت بفرستند بعضی از لوازم شخصی عروس از جمله جعبه لوازم آرایش، جای شانه، کیف پول، جای مهر و … را با این هنر تزئین می کردند. این هنر مانند سوزن دوزی می باشد با این تفاوت که به جای نخ از مفتولهای بسیار نازک طلائی  و یا برنجی استفاده می کردند.

 

نم نم دوزی
اشیاء مختلف تهیه می کردند اشیائی مانند کیسه پول، جای قیچی، جای شانه، سرمه دان، جای مهر و …. این مهره ها با ظرافت و دقت کنار هم چیده می شوند. در قزوین با استفاده از مهره های بسیار ریزی (که ترکها به آن منجوق می گویند)

 

گیوه دوزی ( گیوه کشی )
از جمله مراکزی که این صنعت رایج است شهر های قزوین و تاکستان است. در حال حاضر گیوه های تولیدی این استان با گیوه هایی که در یزد، آباده و کرمانشاه می دوزند کمی تفاوت دارد و آن اینکه در این استان کف گیوه ها پلاستیکی و یا چرمی است (شیوه ای که از پارچه های کهنه و نوارهای چرمی ساخته می شود) و در گیوه های موسوم به ملکی کاربرد دارد در این استان تولید نمی شود.

 

 

 

صنایع دستی

صنایع دستی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *